تبليغاتX
مهلا باحال
به چشمانت بیاموز که هر کس ارزش دیدن ندارد.
سلاااااااااااااااااااااااام

واااااااااااااااااااااااای

بچه ها برام دعا کنین ۱۰امتحان دارم کلی استرس دارم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 10:48  توسط مهلا  | 

یک سلام پر انرژی برای یک روز پر انرژی؟

سلام به همه دوستای باحال و پایه خودمون.خوبین که؟

میدونین تو ایام عید داشتم یکی از کتاب های تست و مطالعه می کردم.تو این کتاب آخر هر فصلی1شعر جالب واسه ما نوشتن.یکی از این اشعار رو به گفته خودشون مخصوص کنکوری ها نوشتن، دوست داشتم این شعرو شما هم بخونین:

 

"آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همین جاست بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

آدمک خر نشوی گریه کنی

کل دنیا سراب است بخند

آن خدایی که بزرگش خوانی

به خدا مثل تو تنهاست بخند..."

 

 

 

راستی یه چیز در مورد وبلاگم بگم ،اگه دقت کرده باشید  تو این وبلاگ کمتر از عشق و عاشقی صحبت شده یا نوشته شده .راستش من یه عقیده ای در مورد عشق دارم اگه خوب به دور و برمون نگاه کنیم میبینیم که دنیای عشق وعاشقی که امروزه اکثر جوونا درست کردن یه دنیای پر از دروغ و توهمه.

عاشقی یه حرمتی داره که دختر وپسرهامون این حرمت و خواسته یا ناخواسته زیر پا گذاشتن . شاید این کارشون بخاطر سطحی نگریشون در مورد عشق باشه!!!

به نظر من عاشقی یه چیز نادریه که هر کسی شایستگی بر خورداری از اونو نداره.

وخودم هم شخصا به این مسخره بازی ها اهمیت نمیدم.

الان تومدارس، دانشگا ه ها، محیط خارج از تحصیل، در ،دیوارو صندلی هر جا که نگاه کنی میبینی که یه قلب کشیدن وسطش هم یه حرفی نوشتنو....اینو ول کن این بچه فسقلیا با کمترین امکانات بگو با چی؟ با مداد نوکی اسم طرف رو، رو دست و پاهاشون مینویسن و دستو پاشونو زخمی میکنن!!

آخه این کجاس عشقه دو نفر با هم از راه چت آشنا میشن دو روز بعد میبینی دختره میگه یااین یا هیچکی آخر سر هم میبینه طرف دختر بوده بعدش هم میبینی خود کشی کرده تو اعلامیش هم مینویسن به دلیل شکست عشقی جان به جان آفرین در راه خدمت به عشق روح مبارکش به ملکوت اعلا پیوست...

آخه دختر گل، پسر خوب،  بابات خوب ،مامانت ناز این کجاش عشق و عاشقیه؟َ!!!

حالا بگو یه تعبیر در مورد عشق بگو میگه :هیییی.....بسوزه پدر عاشقی....

واسه همین کاراتونه که من از هر چی عشق و عاشقی این جوریه بدم میاد و هیچی ازش نمینویسم.آقا اصلاح کنید خودتونو...إإإإإ بی جنبه ها ریش سبیلاتون کجاست نگاه کن ابروهاتون کجا رفت ؟؟؟؟ منظورم این بود که افکارتون رو در مورد عشق و عاشقی اصلاح کنین،نه سرو صورتتون رو...

 

 

10تیر

 از کنکوریا پرسیدم تعبیر شما از 10تیر چیه ؟؟؟

داشته باشین این آینده سازان مملکتمون در مورد این روز چی میگن:

1.روز بلا(بلایی به این قشنگی ندیده بودم!!!)

2.روز مرگ(انگار میخوان ببرنشون سلاخی)

3.تعبیر خاصی ندارم (اینا از 7 دولت آزاد که هیچ  بی بخارهم هستن)

4.زیر دیپلم حرف بزن نمیفهمم چی میگی(یعنی یارو هنوز نمیفهمه 10 تیر چه خبره iq? خیال میکنه 10تیر آش نذری پخش میکنن)

5.روز استرس

6. روزی که بیمارستان دربست کنکوری میپذیرد

7.تنها روزی که آبمیوه و کیک مفتی مفتی میدن

..........     (یعنی بقیش افت کلاس داره بگم)

حالا یه آدم درست و حسابی این وسط گفت:

8.روز سرنوشت ساز

9.روز زندگی

10.روز سلام با دانشگاه(یارو آینده نگر بوده)

داداشم میگه روزی که دخترا غش میکنن و پسرا با لوله کردن جزوه هاشون تو سر هم میزنن  

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ساعت 14:52  توسط مهلا  | 

آری آری زندگی زیباست

زندگی آتشگهی دیرینه پابر جاست

گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست

ور نه خاموش است وخاموشی گناه ماست.

 

 

یا مقلب،قلب یاران شاد کن

یامدبر،خانه ها آباد کن

یامحول،احسن احالی نما،قلب ها را از بدی خالی نما.

 

 

زتخت جمشید نوای سازآید,بهار را نوروز به پیش واز آید.نوروز باستانی بر نوادگان پاک پندار,راست گفتار ونیک کردار آریایی فرخنده باد.

 

 

چه دعایی کنمت بهتر از این،خنده ات از ته دلفگریه ات از سرشوق ،روزگارت همه شاد،سفره ات رنگارنگ وتنی سالم وشادکه بخندی همه عمر.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 15:5  توسط مهلا  | 

سلام ،خوبین؟

امروز زبان داشتیم،اما احساس میکنم کلاس زبانی که ما داریم خیلی متفاوت،

راستش این کلاس دبیر خوبی داره واسه همین کلاسش عالیه.

من یه دختری هستم که وحشتناک شلوغم ،یعنی یک جا نشستن تو کارم نیست .

اینو بهتون میگم تا بقیه حرفامو بهتر درک کنید.

اولین باری که دبیرزبانمون اومد سر کلاسمون ،حسابی وحشت کردم راستش تا چند جلسه سر کلاسش دلشوره داشتم.نه اینکه خدای ناکرده بد اخلاق باشه  نه ایشون اولین بار که اومد سر کلاس تذکراشونو دادن منم احساس میکردم قوانین خشنی داره،  به قول بچه ها به گروه خونیمون نمیخورد.منم حسابی ترسیده بودم که نکنه نتونم سر کلاسش خودمو کنترل کنم وبعدش  ضایع بشم.

اما بعد چند جلسه متوجه شدم که نه دبیرمون تازه خیلی با حال هم هست.

واقعا کلاسش فوق العاده ست،بعضی از ساعتاشو خیلی دوست دارم ،چون تو اون ساعتا به قول خودش میره بالای منبر،یعنی حرفی به جز درس واسه گفتن داره .

حرفاش شنیدنیه!!!

 بود اما بحثمون به It امروز هم کمی از اون حرف قشنگازد:درسمون در مورد

اینترنت کشید تا رسیدیم به وبلاگ، متوجه شد چند تا از بچه ها وبلاگ دارن.

نظرخوبی در مورد وبلاگ داشت: میگفت کسی باید وبلاگ داشته باشه که واقعا حرفی واسه گفتن داشته باشه.

حالا دارم به حرفش فکر میکنم تا به یه نتیجه ای برسم.

خب دیگه ما با اجلزتون مرخص میشیم...<قربونتون مهلا باحال>

بااااااااااااااااااااااااااای!!!!

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم اسفند 1389ساعت 15:15  توسط مهلا  | 

سلام ،خوبین؟ من که شاد و شنگولم، چون دوباره اومدم پیشتون.

                                                                                                               ببخشید از اینکه خیلی وقته چیزی ننوشتم ،راستش امسال کنکور دارم واسه همین سرنزدم.

اما چند روز پیش سر کلاس با بر و بچ نشسته بودیم بحث وبلاگ نویسی شد منم آدرس وبلاگمو دادم ،اما وواااای حسابی ضایع شدم چون خیلی وقته چیزی ننوشته بودم.

دیگه گفتم بیام از قافله عقب نمونم.

حالا میخوام با اجازه  بزرگترا بل..... إإإ ببخشید اشتباه شد، میخوام بااجازه بزرگتره دوباره شروع کنم.

 

روزگارا،توچنین سخت به من می گیری

با خبر باش که پژمردن من آسان نیست

گر چه دلگیر تر از دیروزم

گر چه فردای غم انگیز مرا می خواند

لیک باور دارم دل خوشی هاکم نیست

زندگی باید کرد....

 

 

 

 

چه آسان تماشاگرسبقت ثانیه هاییم و به عبورشان میخندیم

                  چه آسان لحظه هارا به کام هم تلخ می کنیم و چه ارزان به اخمی می فروشیم لذت باهم بودن را.

چه زود دیر میشود ونمیدانیم که فردامی آید وشایدما نباشیم.

 

 

زنگ تفریح:

به خاطر بالا رفتن سن ازدواج،هیچ فرزندی سیاهی موهای والدینش را به یاد نمی آورد.

 

 

خدایاحکمت قدمهایی را که برایم بر میداری بر من آشکار کن ،تا در هایی را که به سویم میگشایی ندانسته نبندم و در هایی که به رویم میبندی به اصرار نگشایم.

 

این که مدام به سینه ات میکوبد قلب نیست ،ماهی کوچکیست که دارد نهنگ میشود.قلب ها همه نهگانند در اشتیاق اقیانوس،کیست که باور کند در سینه اش نهنگی میتپد.

 

 

 

 

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمیخواهم بدانم کوزه گر

از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم

که از خاک بگویم

سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد

به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او هر روز پی درپی

دم گرم خودش را درگلویم

سخت بفشارد

وخواب خفتگان خفته را بیدار سازد

بدین سان بشکند دايم

سکوت مرگبارم را...

 

دیدی ای دل حرف من بیجا نبود ؟

از برای عشق اینجا جا نبود؟

نو بهار عمر را دیدی چه شد؟       زندگی را هیچ فهمیدی  چه شد؟

دیدی ای دل دوستی ها بی بهاست؟   کمترین چیزی که می بینی وفاست.

سلام به همه برو بچه های باحال وپایه خودمون ، خوبین؟

دوست دارم یه مسافرت برم اما چه کار کنم که این کنکور دست وپامو به غل وزنجیر بسته ،یعنی عید هم نمیشه جایی رفت . امااااا...به چند تا از بروبچ های پایه واسه بعد کنکور کلی بر نامه ریختیم .البته اگه دایی جونمون ما رو دعوت نکنه دبی.

همیشه شاد باشید،ددددد........إإإ ببخشید زبونم گرفت،دوستون دارم .

بااااااااااااااای. 

   قربونتون مهلا با حال.

 

 

 

                                                                                    

+ نوشته شده در  جمعه ششم اسفند 1389ساعت 15:15  توسط مهلا  | 

طرح پیش فروش بوس های عید اغاز شد برای ثبت نام لپتو بیار جلو.

با تبریک سال نو خدمت مجردهای گرامی دستگاه سبزه گره زنی با قابلیت 90گره در ثانیه پیش فروش میشود.

شباهت دختر خوب بادایناسور:نسل هر دو منقرض شده،شباهت پسر خوب با پری دریایی:هر دو از اول افسانه بودند.

مشترک گرامی به دلیل بدهی قبلی هرجاگیرت بیارم میبوسمت.

بوس چیست؟یه جریان 220ولت است اگه مدتش زیاد بشه فیوز مرکزی میزنه بیرون.

ببخشید من یه سوال دارم...دیشب تو خواب شما رو دیدم ایا نماز وحشت بر من واجبه.

سالروز تولد یگانه منجی عالم مستی،اختر تابناک عیش ونوش،عشق و حال محمد بن زکریای رازی بر همه الکل دوستان 43 درصد به بالا مبارک باد

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اسفند 1388ساعت 18:15  توسط مهلا  | 

دیگه توشعرا وقصه های ما صحبت ازلیلی و مجنون نمیشه

دیگه هیچ دلی واسه دل دیگه مثل  قدیما حیرون نمیشه

دیگه هیچ کس کسی رو دوست نداره،عاشقی مثل یه عادت می مونه

دروغه هر كي ميگه دوست داره

این روزها هیچکی پریشون نمیشه

یادته وقتی کسی سفر میرفت

اشکامون مثل یه سیل رون میشد

دیگه اون چشمی که میره به سفر

واسه جدایی گریون نمیشه

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اسفند 1388ساعت 18:14  توسط مهلا  | 

من ان گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی ابی ولی با منت و خاری پی شبنم نمیگردم.

قلب دختران امروزی یگانه پارکینگی است که تابلوی ظرفیت در ان دیده نمیشود.

هرگاه دختری گفت اولین عشق منی در صورتی حرفش را باور کن که تازه ازمادر متولدشده باشد.

واگر دختری گفت اخرین عشق منی در صورتی حرفش را باور کن که روزهای اخر عمرش را میگذراند.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اسفند 1388ساعت 18:13  توسط مهلا  | 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 20:1  توسط مهلا  |